انتهـای ایستگاهِ اول

جایی که همه چیـز آغـاز شد . .

انتهـای ایستگاهِ اول

جایی که همه چیـز آغـاز شد . .

انتهـای ایستگاهِ اول

تــو را حتـی کمـی بـیـشتـر از لاڪ هـایـم دوست دارم <3 . . [ع.ف]

به وقتِ محلی همیشه دلتنگم . .
اینجـا از نوستالژیهای کشنده ام مینویسم . .
Π ӏ Ξ Г Ξ ӏ ӏ :)

آخرین مطالب
  • ۹۷/۰۷/۱۹
    :(
پیوندهای روزانه

10

شنبه, ۱۵ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۰۷:۲۳ ب.ظ



نقطه‌ی امن جهان
شیبِ کمِ شانه‌ی توست... <3







یکی از اولین چیزایی که در بخش اورژانس ازتون می‌پرسند، این هست که دردتون بین 1 تا 10 در چه اندازه‌ای هست!؟ این سوال صدها بار از من پرسیده شده و من بخاطر دارم که، یکبار که نمی‌تونستم نفس بکشمو احساس می‌کردم که سینه‌ام داره می‌سوزه.. پرستار از من خواست که بر دردم غلبه کنم، من نمی‌تونستم صحبت کنم اما با انگشتان دستم عدد 9 رو بهش نشون دادم بعدش که حالم بهتر شد پرستار اومد تو اتاقم و من رو مبارز صدا کرد! اون گفت: – می‌دونی چرا این رو بهت گفتم؟ برای این که تو دردی رو که در حد 10 بود، 9 گفتی!! اما این حقیقت نداشت من 9 رو نشون دادم اما نه به این خاطر که شجاع بودم! دلیل من برای این که عدد 9 رو نشون دادم این بود که می‌خواستم 10 رو نگه دارم..
این درد وحشتناکی که الان دارم می‌کشم لایق اون شماره‌ی 10 هست...
(Film (The Fault in Our Stars 


ده برابر تلافی دیروزو که جلوی گریمو گرفتم دیشب و امروز درآوردم.. کاش همین الانم پیشم بودی اخم میکردی میگفتی عه لوس نشو منم گم میشدم تووی بغلتو یادم میرفت حتی از چی ناراحتم و دلم گرفته...





+ حـرف بـــزن ابــر مـــرا بـاز کن
دیـــر زمـانی‌سـت کـه بـارانـی‌ام
حرف بـزن حرف بزن، سالهاست
تشنه‌ی یک صحبت طولانی ام..




  • عــآطِــFـــه / یک ننویسنـده

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">