انتهـای ایستگاهِ اول

جایی که همه چیـز آغـاز شد . .

انتهـای ایستگاهِ اول

جایی که همه چیـز آغـاز شد . .

انتهـای ایستگاهِ اول

تــو را حتـی کمـی بـیـشتـر از لاڪ هـایـم دوست دارم <3 . . [ع.ف]

به وقتِ محلی همیشه دلتنگم . .
اینجـا از نوستالژیهای کشنده ام مینویسم . .
Π ӏ Ξ Г Ξ ӏ ӏ :)

آخرین مطالب
  • ۹۷/۰۷/۱۹
    :(
پیوندهای روزانه

cold

سه شنبه, ۱۱ مهر ۱۳۹۶، ۱۱:۵۷ ب.ظ



مثل مادرم که قهر می‌کند با من

با تو قهرم

می‌بینمت اخم می‌کنم

رد که شدی…

برای سلامتیت صدقه می‌دهم

می‌بینمت

و با تمام مهارتم در بازیگری

بی تفاوت می‌شوم

در دلم قربان قدم‌هایت می‌روم!

مثل مادرم که قهر می‌کند…

mhla Teymurian








خوشحال شدم که ب حرف دلم گوش دادم این ی روزو
و ناراحت شدم حس بدی دارم خودمم دلیلشو نمیدونم یعنی میدونما اما نمیخام باور کنم :(
دوستای قدیمی اومدن پیشم واس احوال پرسی اما انقدر پریشون شده بودم که یادم رفت دست بدم بدبخت فکر باهاش قهرم و محل نذاشتم
انقد سقلمه خوردم از دوستم ک به خودم بیام... ولی فقط خدا میدونه که چ آشوبی بود دلم نمیدونستم دلیل اشکامو چجوری توضیح بدم یا مهارشون کنم ک درست ببینم...




  • عــآطِــFـــه / یک ننویسنـده

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">