انتهـای ایستگاهِ اول

جایی که همه چیـز آغـاز شد . .

انتهـای ایستگاهِ اول

جایی که همه چیـز آغـاز شد . .

انتهـای ایستگاهِ اول

تــو را حتـی کمـی بـیـشتـر از لاڪ هـایـم دوست دارم <3 . . [ع.ف]

به وقتِ محلی همیشه دلتنگم . .
اینجـا از نوستالژیهای کشنده ام مینویسم . .
Π ӏ Ξ Г Ξ ӏ ӏ :)

آخرین مطالب
  • ۹۷/۰۷/۱۹
    :(
پیوندهای روزانه

Ölene kadar

پنجشنبه, ۲۲ تیر ۱۳۹۶، ۰۷:۳۵ ب.ظ



گاه می‌اندیشم
خبر مرگ مرا با تو چه کس می‌گوید؟
آن زمان که خبر مرگ مرا
از کسی میشنوی، روی تو را
کاشکی می‌دیدم..

شانه بالازدنت را،
-بی قید
و تکان دادن دستت که،
- مهم نیست زیاد
و تکان دادن سر را که
-عجیب! عاقبت مرد!؟
-افسوس!
کاشکی می‌دیدم..

من با خود می‌گویم
چه کسی باور کرد
جنگل جان مرا
آتش عشق تو خاکستر کرد؟

mosadeq





هر شب سرم را روی شانه‌ات می‌گذارم

یادم می‌افتد نیستی

سقوط می‌کنم...



+ رفت رو پشت بوم و بدون پله اومد پایین :):






  • عــآطِــFـــه / یک ننویسنـده

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">